X
تبلیغات
Biochem 4 life - هورمون های هیپوفیز قدامی

Biochem 4 life

بیوشیمی برای زندگی

هورمون های هیپوفیز قدامی

 پیشگفتار

  هیپوفیز پیشین شش نوع هورمون ترشح می‌کند که هر کدام بوسیله یک گروه سلول ویژه ترشح می‌شود و چون هر یک از این هورمونها وظیفه‌ای مشخص و مستقل دارد. می‌توان گفت که هیپوفیز پیشین غده‌ای است که عملا از شش غده مجزا تشکیل شده است.

هورمون های هیپوفیز قدامی را می توان براساس نحوه سنتز و نوع پیامبرثانویه به سه گروه تقسیم کرد:

1.      گروه هورمون رشد که شامل پرولاکتین و سوماتوماموتروپین جفتی نیز می باشد.

2.      گروه گلیکوپروتئین ها مانند هورمون محرک فولیکولی(FSH) و هورمون محرک جسم زرد(LH) و هورمون محرک تیروئید(TSH) و هورمون گنادوتروپین جفتی(HCG)

3.      گروه هورمون هایی که از خانواده پپتید معروف به پروپیوملانوکورتین(POMC) می باشند, شامل ACTH,LPH,MSH

β-LPH

:این پپتید از 99 اسیدآمینه انتهای کربوکیسیل POMC تشکیل شده است.این هورمون موجب لیپولیز و تحرک اسیدهای چرب می شود.اثرات فیزیولوژیک آن بسیار ناچیز است ولی در کنترل خصوصیات رفتاری،تنظیم حرارت بدن و فشار خون و انقباض عضلات اندام های تناسلی نقش دارد.

α-MSH

:از 13 اسیدآمینه N ترمینال ACTH ساخته شده و در ایجاد پیگمانتاسیون،رشد و فعالیت سلول های سروتولی بیضه و رفتارهای جنسی موثر است.MSH از طریق توزیع دانه های داخل سلولی ملانین، ملانوژنز را در بعضی گونه ها تحریک می کند و موجب تیره شدن پوست می شود.افراد مبتلا به آدیسون،بعلت افزایش فعالیت MSH پلاسما دچار هیپرپیگمانتاسیون هستند.

هورمون محرک بخش قشری فوق‌کلیه(ACTH)

   این هورمون با اثر در بخش قشری فوق‌کلیه باعث افزایش ترشح هورمون کورتیزول می‌شود. در فرد سالم ترشح هورمون ACTH یا آدرنوکورتیکوتروپین در اوقات شبانه‌روز فرق می‌کند و میزان آن در صبح به حداکثر و در پایان روز به حداقل خود می‌رسد. در بیماری کوشینگ که مربوط به افزایش غیرعادی ترشح این هورمون است، مقدار هورمون همواره در حد بالایی در خون باقی می‌ماند و سیستم ایمنی بدن به‌تدریج دچار ضعف می‌شود. در این حالت بازخورد منفی مربوط به اثر افزایش کورتیزول در کاهش دادن ترشح هورمون محرک بخش قشری غدد فوق‌کلیه عمل نمی‌کند .هورمون‌های بخش قشری غدد فوق‌کلیه نقش مهمی در متابولیسم گلوکز، پروتئین‌ها و چربی‌ها دارند.

 دید کلی –هیپوفیز از نظر آناتومی و بافت شناسی و عملکرد

 قسمت پیشین هیپوفیز ، مهمترین و بزرگترین قسمت هیپوفیز است. این بخش قدامی در انسان 70 درصد وزن غده را تشکیل می‌دهد و محل سنتز و ترشح چندین هورمون است که بیشتر عمل تحریک و تنظیم ترشحات سایر غدد درون ریز را به عهده دارند و به همین جهت آنها هورمونهای محرکStimulating hormone) می‌نامند. هورمون پرولاکتین یا لاکتوژن و هورمون رشد یا سوماتوتروپین هورمون ، از مهمترین هورمونهای بخش قدامی هیپوفیز هستند.

تمامی هورمونهای قدامی هیپوفیز از یک پیش ساز گلیکوپروتئینی حاصل می‌شوند. این ترکیب پیش ساز از 264 اسیدآمینه ساخته شده است که پرواوپیوملانوکورتین گویند. این ترکیب هیدرولیزهای آنزیمی مختلفی را تحمل کرده و در نتیجه به پپتیدهایی با اندازه‌های مختلف تبدیل می‌شود که هر کدام از پپتیدهای حاصل ، عمل هورمونی خاصی را انجام می‌دهند. ترکیب پرواپیوملانوکورتین بوسیله سلولهای حلقه قوسی غده هیپوتالاموس و سلولهای قدامی هیپوفیز ، سنتز می‌گردد.

 هیپوفیز، غده‌ای است به اندازه فندق و در حفره زین ترکی که حفره‌ای استخوانی در قاعده مغز در قدام دیافراگم زین قرار دارد. وزن غده هیپوفیز حدود 600 میلی‌گرم می‌باشد. از نظر آناتومی و عملکردی، این غده دو لوب مشخص قدامی و خلفی دارد. زین با ساختمان‌های عصبی و عروقی شامل سینوس‌های کاورنو، اعصاب جمجمه‌ای و کیاسمای بینایی مجاورت دارد. سلول‌های عصبی هیپوتالاموس، هورمون‌های ویژه آزادکننده و مهارکننده‌ای می‌سازند که به‌طور مستقیم به داخل عروق پورت ساقه هیپوفیز ترشح می‌شوند. خون‌رسانی غده هیپوفیز از شریان‌های فوقانی و تحتانی هیپوفیزی تأمین می‌شود. اپی‌تلیوم سقف حلق جنین به سمت بالا کشیده ‌شده و ارتباط خود را با دهان قطع می‌کند و با بخشی از دیانسفال یا مغز واسطه‌ای، در غلاف واحدی قرار گرفته و غده هیپوفیز را می‌سازند. به همین دلیل هیپوفیز دارای دو بخش است:

 ·        بخش قدامی که بزرگتر بوده و ساختمان غده‌ای دارد که آدنو هیپوفیز نامیده می‌شود.

 ·        بخش خلفی که به هیپوتالاموس مربوط است و نورو هیپوفیزنامیده می‌شود.

   بین این دو قسمت، بخش کوچک و نسبتا بی‌عروقی به نام بخش میانی قرار دارد که در انسان تقریبا وجود ندارد ولی در حیوانات پست، بزرگ‌تر و فعال‌تر می‌باشد. منشأ جنینی این دو قسمت غده هیپوفیز، متفاوت است. هیپوفیز قدامی از کیسه راتکه، که یک تورفتگی جنینی اپی‌تلیوم حلقی، نشان‌دهنده ماهیت اپی‌تلیوئیدی این سلول‌ها است و خاستگاه هیپوفیز خلفی از بافت عصبی نشان‌دهنده وجود تعداد زیادی سلول‌های گلیال در این غده است.هیپوفیز توسط ساقه‌ای به کف بطن سوم متصل است. سیستم وریدی هیپوفیز، سیستم باب است. باب به نوعی گردش خون وریدی گفته می‌شود که دو بار از مویرگ‌ها عبور می‌کند و به نظر می‌رسد که خون وریدی هیپوفیز قبل از ورود به جریان عمومی خون از هیپوتالاموس عبور می‌کند و همین امر، ارتباط نزدیک هیپوفیز با دستگاه خودمختار به‌ویژه سمپاتیک را نشان می‌دهد.

  ساختمان بافت هیپوفیز پیشین(آدنو هیپوفیز)

   هیپوفیز پیشین، دارای سه نوع سلول ترشحی به نام‌های اسیدوفیل، بازوفیل و کروموفوب می‌باشد. گروه اول با رنگ‌های اسیدی مانند ائوزین رنگ می‌گیرند. گروه دوم رنگ‌های قلیایی را به خود جذب می‌کنند و کروموفوب‌ها هیچکدام از این دو نوع رنگ را به خود نمی‌گیرند. سلول‌های اسیدوفیل، هورمون‌های رشد و پرولاکتین را می‌سازند. سلول‌های بازوفیل، سازنده هورمون‌های محرک فولیکولی(FSH)، لوتئینی(LH)، تیروئید و بخش قشر غدد فوق‌کلیوی هستند.

  غده هیپوفیز و هیپوتالاموس{نحوه کنترل ترشح هورمون}

 هورمون های هیپوفیز به صورت ضربانی ترشح می شوند.که نمایانگر تحریک متناوب هیپوفیز با فاکتورهای آزاد کننده هیپوتالاموس است.هر یک از این هورمون های هیپوفیزی پاسخ های خاصی را در غدد محیطی هدف باعث می شوند . در مقابل هورمون های غدد محیطی به طور پسخوراند کنترلی را در سطح هیپوتالاموس و هیپوفیز اعمال میکنند تا عملکرد هیپوفیز تعدیل گردد.

 معرفی pomc

POMC  یک پروتئین پیش ساز شامل 285 اسیدآمینه است که توسط یک ژن واحد ساخته می شود.پس از ساخت این پروهورمون تحت تاثیر آنزیم ها شکسته شده و تغییرات مناسب بر اثر گلیکوزیلاسیون،استیلاسیون و فسفریلاسیون در آن حاصل می شود و هورمون های ACTH ،β-LPH و α-MSH ایجاد می گردند.

محصول نهایی تشکیل شده از proopiomelanocortin در هیپوفیز میانی عمدتا MSHα و مقداری MSHβ است. به این صورت که از شکستن proopiomelanocortin دو محصول عمده به نام های adernocorticotrophin hormone (ACTH) و  β-lipotrophin hormone حاصل می شود. و از این دو محصول در هیپوفیز میانی MSHα و MSHβ تولید می شود. تاثیر این دو هورمون روی سلول های ملانوسیت پستانداران است. البته در حیوانات پست تر که دارای سلول های ملانوفور به جای ملانوسیت هستند، به علت گسترش بیشترهیپوفیز میانی، میزان تولید MSH بالاتر از پستانداران است. لذا در این موجودات تنوع رنگی بیشتری نسبت به پستانداران مشاهده می شود.

ترکیبات دیگری نیز در این گروه جای دارند که به صورت واسطه های عصبی یا مواد تنظیم کننده عصبی مانند اندورفین ها عمل می کنند.

اندورفین ها ׃بتا اندورفین شامل 31اسی آمینه انتهای کربوکسیل β-LPHاست.آلفا و گاما اندورفین ترکیب تغییر یافته از بتا اندورفین هستند که به ترتیب با جدا شدن 15و14اسید آمینه از انتهای کربوکسیل مولکولی بتا-اندورفین به دست می آیند.این پپتید ها در غده هیپوفیز وجود دارند اما در این غده به صورت استیله بوده و احتمالا غیر فعال است . در جایگاه های دیگر این ترکیبات تغییر کرده و به این ترتیب احتمالا به صورت واسطه هلی عصبی یا تنظیم کننده های عصبی عمل می کنند .اندورفین ها در سیستم عصبی مرکزی به گیرنده های مشترکی با ترکیبات مخدر مرفینی اتصال می یابند و احتمالا در کنلرل درونی درک درد نقشی به عهده دارند . قدرت ضد دردی این ترکیبات نسبت به مرفین بیشتر است . توالی مربوط به انکفالین نیز در ساختمان pomcوجود دارد اما قبل از آن اسیدها ی آمینه دی بازیک وجود نداشته و احتمالا این توالی تجزیه نشده یا بیان نمی شود.

β-LPH:این پپتید از 99 اسیدآمینه انتهای کربوکیسیل POMC تشکیل شده است.این هورمون موجب لیپولیز و تحرک اسیدهای چرب می شود.اثرات فیزیولوژیک آن بسیار ناچیز است ولی در کنترل خصوصیات رفتاری،تنظیم حرارت بدن و فشار خون و انقباض عضلات اندام های تناسلی نقش دارد.

α-MSH:از 13 اسیدآمینه N ترمینال ACTH ساخته شده و در ایجاد پیگمانتاسیون،رشد و فعالیت سلول های سروتولی بیضه و رفتارهای جنسی موثر است.MSH از طریق توزیع دانه های داخل سلولی ملانین، ملانوژنز را در بعضی گونه ها تحریک می کند و موجب تیره شدن پوست می شود.افراد مبتلا به آدیسون،بعلت افزایش فعالیت MSH پلاسما دچار هیپرپیگمانتاسیون هستند.

هورمون ACTH

نحوه تنظیم سنتز و ترشح هورمون ACTH

ACTH  یک پلی پپتید تک زنجیره ای متشکل از 39 اسید آمینه است که رشد و فعالیت قشر آدرنال راتنظیم میکند . 24 اسیدآمینه انتهای آمینو برای فعالیت کامل بیولوژیک ضروری هستند ودر بین گونه ها بدون تغییر باقی می مانند، درحالی که 15 اسیدآمینه انتهای کربوکسیل کاملا متغیرند.  ACTH با شکسته شدن یک گلیکوپروتئین با وزن ملکولی 31KD حاصل می شود.ترشح ACTH توسط فاکتور هیپوتالاموسی CRF تحریک شده و توسط استروئید های آدرنوکورتیکال مهار پس نورد می شود.سوماتواستاتین همچنین ترشح ACTH را مهار می کند.

نحوه انتقال در پلاسما

این هورمون در پلاسما حل شده ونیازی به پروتئین های ناقل ندارد.

مکانیسم اثر بر سلول هدف

این هورمون به گیرنده غشای سلول های هدف متصل می شود،پیام آور ثانویه هورمونACTH ،cAMP است

اثرات بیولوژیک و بیوشیمیایی هورمون ACTH

ACTH، سنتز و آزاد شدن استروئیدهای آدرنال را از طریق تشدید تبدیل کلسترول به پروگننولون افزایش می دهد. این مرحله به صورت تبدیل یک استروئید   C27  به یک استروئید21 C از طریق برداشته شدن یک زنجیره جانبی شش کربنه ای است. از آن جایی که پرگننولون پیش ساز تمامی استروئید های آدرنال است، تحریک طولانی مدت به وسیله ACTH موجب تولید بیش از اندازه ی گلوکوکورتیکوئید ها ، مینرالوکورتیکوئیدها و دهیدرواپی اندروسترون(یک پیش سازاندروژن)می شود.اثر بیولوژیک آن رشد غدد فوق کلیوی و تولید هورمون های استروئیدی است.

بیماری های مربوطه

اتیولوژی آدنوماهای هیپوفیزی ایجاد کننده 70درصد موارد کوشینگ با علت آندوژن هستند. علل دیگر هیپر کورتیزولی تولید نا به جای ACTHتوسط تومورها هستند.

تشخیص

 تظاهرات بالینی

توقف رشد ، چاقی ، به صورت ‏چاقی مرکزی (تنه) ، تجمع چربی در گردن و منطقه بالای ترقوه ( گردن بوفالویی) ، لاغری نسبی اندام‌ها ، پوست نازک و شکننده ، عدم تحمل گلوکز ، اکیموز (خون مردگی) ، خطوط ارغوانی در شکم(خطوط استریا) ، صورت گرد شبیه قرص ماه ‏‎(moon faced)‎ ،ضعف و خستگی ،‏ تغییر در الگوی خواب بیمار به علت تغییر در الگوی ترشح کورتیزول ، ادم اندامها ، بروز جوش (آکنه)در صورت بیمار به علت افزایش چربی پوست، رشد مو در صورت (هیرسوتیسم) ، آتروفی پستان ، قطع قاعدگی ، کلفتی صدای بیمار و کاهش میل جنسی هم درزنان و هم مردان.

عوارض متابولیسمی در بدن

        i.     بیلان منفی ازت،پتاسیم و فسفر

      ii.     احتباس سدیم در بدن که منجر به افزایش فشارخون و ادم می گردد.

   iii.     افزایش قندخون(دیابت)

   iv.     افزایش غلظت اسیدهای چرب آزاد در خون

      v.     در آزمایش لکوسیتر تعداد گلبول های سفید چند هسته ای زیاد شده و هز تعداد سلول  های لنفوسیت و ائوزینوفیل کاسته می شود.

کاهش ترشح ACTHموجب بروز علائم هیپرکورتیزولی ولی بدون مینرالوکورتیکوئید می شود.

تداخلات دارويي: استروژن‌ها، اتانول، وازوپرسين، آمينوگلوتتيمايد، آمفتامين‌ها، انسولين، متيراپون و اسپيرونولاكتون مي‌توانند سطوح ACTH را بالا ببرند در حالي كه كورتيكوستروئيدها ممكن است سطوح آنرا كاهش دهند.

مقادیر طبیعی هورمون

7AM تا 10AM   : 8-80 pg/ml

4PM:  5-30 pg/ml

 10PMتا 12MN: <10 pg/ml

نمونه سوال

1.      تمام هورمونهای زیر اثرخود را ازطریق cAMP اعمال می کنند،جز:(کاردانی به کارشناسی آز 83)

الف)اپی نفرین         ب) گلوکاگون            ج)ACTH               د)کورتیزول   

2.      کدام دسته هورمون های زیر ساختمان پپتیدی دارند؟)دکتری تخصصی بهمن 87)

     الف)گلوکاگون،GH،ATH           ب)آلدسترون،تستسترون،GH

            ج)ACTH، T3 ،4T                  د)TSH،کورتیزول،LH

3.      کدام هورمون زیر در آدیسون افزایش می یابد؟)ارشد 84-83)

الف)MSH         ب)آلدسترون            ج)ACTH               د)کورتیزول    

4.      کدام هورمون زیر دارای گیرنده داخل هسته سلول است؟)دکتری تخصصی آذر 85)

الف) ACTH         ب) کورتیزول          ج) ملاتونین            د) TSH

5.      در سندرم کوشینگ کدام حالت مشاهده می شود؟(کاردانی به کارشناسی آز 83)

     الف)افزایش تولید کورتیزول            ب)کاهش تولید اپی نفرین

           ج) افزایش تولید اپی نفرین           د) افزایش تولید وازوپرسین

منبع

  • بیوشیمی مصور هارپر 2003/روبرت موری،درایل گرانر،پیتر مایز/دکتر خسرو سبحانیان و دکتر ناصر ملک نیا/ انتشارات نسل فردا/ چاپ اول/1383

·     بیوشیمی بالینی،آسیب شناسی بالینی(طب آزمایشگاهی)/هنری دیویدسون/دکتر محمد درخشان،دکتر مژگان عسگری،دکتر فریده آزموده،دکتر نسرین شایانفر/موسسه انتشاراتی اندیشه رفیع/چاپ اول 1383

سایت www.aftab.ir/ www.google.com
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:21  توسط سعید زیرکی  |